اهرم مالی

Financial Leverage

تعریف

وجه تسمیه «اهرم» تشابه بین منفعت حاصل از اتکا به اهرم مکانیکى و منفعت حاصل از اتکا به هزینه‏هاى ثابت عملیاتى (اهرم عملیاتى) و منفعت حاصل از اتکا به هزینه‏هاى ثابت مالى یا منفعت حاصل از به‏کارگیرى سرمایه دیگران (اهرم مالى) است. در مفهوم فیزیکى آن، واژه اهرم مسئله بلندکردن وزنه‏هاى سنگین را تداعى مى‏کند. در زبان انگلیسى، وقتى در معرفى شخصیت فردى از این واژه استفاده مى‏شود، منظور آدمى است که کوچک‏ترین حرف یا عملش نتیجه‏اى بزرگ به بار مى‏آورد. با استفاده از اهرم مالى نیز سرمایه‏گذارى‏اى سنگین‏تر از توان سرمایه خود شرکت انجام مى‏شود؛ یعنى، از بدهى بلندمدت به نفع صاحبان شرکت استفاده مى‏شود. اهرم مکانیکى عمل نخواهد کرد اگر وزنه آن‏قدر سنگین شود که فرد حتى نتواند حرکت اولیه‏اى به آن بدهد. اهرم مالى نیز زیان‏بار خواهد بود اگر بدهى آن‏قدر زیاد شود که نقطه اتکاى نهایى براى واریز آن که همانا سرمایه خود شرکت است، بسیار کوچک و ناچیز باشد، آن حد که شرکت مجبور به توقف مالى شود.

اهرم عبارت از وجود هزینه‏هاى ثابت در فهرست هزینه‏هاى شرکت است. اهرم عملیاتى بر هزینه‏هاى ثابت عملیاتى شرکت (همه هزینه‏هاى ثابت غیر از بهره بدهى‏ها) متکى است؛ هزینه‏هایى چون سربار ثابت تولید، هزینه‏هاى ادارى، استهلاک، تبلیغات، عوارض،... . اهرم مالى بر هزینه‏هاى ثابت مالى از قبیل بهره یا سود ثابت وام‏ها متکى است. چنین است که اگر اهرم مکانیکى وسیله دستیابى به هدفى مکانیکى، یعنى جابه‏جایى وزنه‏اى سنگین‏تر است، اهرم عملیاتى و مالى نیز وسیله دستیابى به سود بیشتر است.

موضوع اهرم عملیاتى هزینه‏هاى ثابت عملیاتى را شامل مى‏شود. اگر هزینه‏هاى ثابت بالا باشد، هر نوع کاهش در فروش، حتى اگر کوچک باشد، باعث کاهش جدى در سود مى‏شود. از این‏رو به فرض ثابت بودن سایر عوامل، هرچه هزینه‏هاى ثابت عملیاتى یک شرکت بیشتر باشد، احتمال خطر تجارى آن بیشتر است. اگر درصد هزینه‏هاى ثابت در هزینه‏هاى عملیاتى بالا باشد، آن‏گاه گفته مى‏شود که اهرم عملیاتى شرکت بالاست. اهرم عملیاتى بالا مبین آن است که تغییر حتى ناچیز در فروش باعث تغییر محسوس در درآمد عملیاتى مى‏شود. بحث از اهرم مالى به استفاده از وجوهى مربوط است که شرکت براى آن‏ها مبالغ ثابتى پرداخت مى‏کند. مثلاً سهام ممتاز متضمن پرداخت سود ثابتى است؛ بدهى نیز معمولاً چنین است؛ بدهکار در قبال دریافت بدهى بلندمدت، بهره ثابتى پرداخت مى‏کند. این وجوه بدین امید دریافت مى‏شود که از محل آن، سود مناسبى به‏دست آید و بنابراین هزینه‏هاى ثابت بدهى پرداخت شود، و مانده به ثروت صاحبان شرکت اضافه شود.

اما استفاده از این نوع وجوه، احتمال خطر هم دارد. این‏جاست که دوباره به مسئله بده‏بستان یا توازى خطر و بازده برمى‏گردیم. یعنى بازده بیشتر احتمال خطر بالاتر به همراه دارد، و براى کاهش این احتمال باید به بازده کمترى قانع بود. پس در مورد اهرم مالى، هدف آن است که تعادل مطلوبى بین خطر و بازده مورد انتظار برقرار شود تا بدین‏وسیله ثروت شرکت (براى مثال، ارزش سهام آن) حداکثر شود.